X
تبلیغات
رایتل
دختر خلیج ...
در قله ی ماسه ها زاده شده ام من/ بدین گونه تمامی دریاهای جهان را / فرو می بلعم ...
موج های بدریا رفته
چهارشنبه 1 آبان‌ماه سال 1387
Love Story

یه شب زیر بارون که چشمام به راهه

می بینم که کوچه پُرِ نور ماهه  

تو ماه منی که تو بارون رسیدی

امید منی تو شب ناامیدی   

تو بارون که رفتی شبم زیرورو شد 

یه بغض شکسته رفیق گلو شد  

نه شب عاشقانه ست، نه رویا قشنگه

دلم بی تو خونه ، دلم بی تو تنگه ...   

 * * *

پ.ن1: تو شرکت وقتی همه واسه ناهار میرن تنها می شم/ طبقه چهارم کاخ سفید که دور تا دورش کوه های سرسبز و آسمونیه که فقط می باره و می باره ... تو این تنهایی محض فقط صدای شیاوشه که می چسبه ... قصهء عشق قدیمی رو می خونه و باید چشامو ببندم و پرت شم به چند سال پیش ... من شیفته ی این ترانه شده ام !

پ.ن2: دارم Auto CAD یاد می گیرم. هیات مدیره واسم استاد خصوصی گرفته اند. از این به بعد طراحی پلان پروژه ها هم گردن من می افته، اما خبری از اضافه حقوق؟.. نوچ !

پ.ن3: هوا که سرد می شه خوش اخلاقی هام بیشتر می شه ، مثلا می تونم فراموش کنم که نیم میلیون پورسانتمو شرکت دولوپی کشید بالا ! من مهربونم و با گذشت ( البته اگه جاروجنجال چند روزمو فاکتور بگیرم! )

پ.ن4: خیلی حرفها داشتم واسه ماه جدید ، اما این ترانه ی سیاوش منو متحول کرد و LOVE STORY رو کشیدم ...

پ.ن آخر : زیبا ، فراموشی حماقت نیست / داغی ست به شکل درد بر قلبی که کدر شده ... 


دوستان سر زده بمن : 116396


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
این صدای آب نیست ... آهنگ خلیج است ... خلیج فارس ... خلیج همیشگی فارس...
شناسنامه کامل من...